بسم الله الرحمن الرحیم

 

پیشگفتار:
تقدیم به مولانا وسیدناوصاحبنا مولانا بقیـــۀ اللـــۀ فی ارضه (عجل الله تعالی فرجه)


تقدیر از

زحمات بسیار مدیر دلسوزمان حاج آقای واحدی
واستاد بزرگوارمان استاد قاسمیان (زید عزهما)
وتمام کادر مدرسه ی حقانی
چکیده
درادامه  ی مسیر ادبیات عرب برای رسیدن به هدف اصلی یعنی فهم دین وقرآن وروایت به نقطه ای برمی خوریم که کمی قابل تامل میباشد.با توجه به فراوانی اختلافات در تعریف اسم مصدر در این پژوهش  کوشش کردیم تا جمع بندی ای از معانی آن داشته باشیم.
ابتدا به بیان قول های موجود در برخی کتب ادبی پرداختیم سپس این اقوال را جمع آوری وجند معنا برای اسم مصدر ارایه دادیم.
بعد از آن به نقد هرمعنا پرداخته ومعنای جامع را طبق نظر صرف ساده اریه کردیم.
اما با مطلبی که در کتاب سلسبیل مشاهده شد معنای ارایه شده کمی قابل تامل میشود و بعد از تامل نتیجه نهایی گرفته شد.


فهرست


فصل اول:کلیات.....................................................................................................1
بخش اول:تبیین مسأله..........................................................................................1
بخش دوم:مفهوم شناسی.....................................................................................2
فصل دوم..............................................................................................................3
بخش اول:جمع بندی معانی اسم مصدر...................................................................4
بخش دوم:نقد وبررسی معانی...............................................................................5
فصل سوم:روشنگری.............................................................................................7
فصل چهارم: نتیجه................................................................................................8
منابع...................................................................................................................10


فصل اول


کلیات


بخش اول:تبیین مسأله


بخش دوم:مفهوم شناسی




بخش اول:تبیین مسأله

الف)شناخت موضوع .محمول ونسبت حکمیه:درمسأله ای که در پی حل آن می باشیم موضوع"اسم مصدر"ونسبت "چیستی آن"می باشد.هنوز محمول برای ما روشن نمی باشد اما می توانیم بگوییم محمول همان ماهیت وتعریف اسم مصدر است که در پی یافتن آنیم .
ب)گونه شناسی:مسأله ی مورد پژوهشا،از نوع"ما حقیقیه"می باشد.چون بعد از فرض اینکه اسم مصدر وجود دارد به سراغ چیستی آن می رویم.
وقتی به موضوع نگاه می کنیم متوجه می شویم که موضوع از نوع موضوع نحوی می باشد و همانطور که می دانیم در آماده سازی قواعد نحو به استعمالات عرب نظری  ویژه شده،پس این مسأله اختصاص به زمان خاصی ندارد وباتوجه به استعمالات عرب قوانین آن برای   همه ی زمان ها درست شده است،پس مسأله ای حقیقی می باشد.
در این مسأله به دنبال تعریف های مصادیق اسم مصدر هستیم پس حمل شایع در اختیار داریم.
اگرچه سور نداریم اما چون قوانین نحو قانون کلی برای همه ی زمان هاست و همه ی اسم مصدر های موجود مورد بررسی ما قرار می گیرند،مسأله ی محصوره وکلی در اختیار داریم.
ج)ضرورت واهمیت:
اگر نیم نگاهی در کتابهای ادبی در قسمت اسم مصدر آن بیاندازیم تعریف های مختلفی را از این کلمه خواهیم دید گاهی این اختلافات برای کسی که ادبیات ادب را تازه شروع کرده موجب سرگردانی و سرگشتگی می شود که بالاخره معنای اسم مصدر  چه شد؟
آیا باید از جهت تعداد حروف کمتر از مصدر خود باشد تا اسم مصدر شود یا اسم ذاتی است که برای معنای حدث استعمال می شود یا علم جنس است یا کلمه ای است که با میم زائد شروع شده و یا اسمی است دلالت کننده بر نتیجه ی مصدر خود است؟

پس در این پژوهش بر آن شدیم که با جمع آوری برخی اقوال و مقایسه ی آنها به معنای درستی از اسم مصدر برسیم.
د) ساختار شناسی:
این بحث در برخی کتب ادبیات عرب در کتب نحوی در بحث اسماء عامل، و در بحث عامل بودن مصدر و اسم مصدر مطرح می شود.


بخش دوم) مفهوم شناسی
مفهوم شناسی لغوی
مَصْدَر: درلغتنامه برای مصدر معناهای برگشتن از آب و زمان برگشتن و در سخن متعارف علمای نحو منظور لفظی است که فعل ماضی ومستقبل از آن گرفته شده و درمعنای"محل رجوع یا محل بازگشت"  نیز آمده است.
اسْم‏:در معنای اسم آمده "هرچیزی که ذات اشیاء باآن شناخته می شود"
اصطلاحی:
اسم نزد نحاة کلمه ای است که به خودی خود بر معنایی دلالت کند و دلالت بر زمان نکند.
اسم مصدر:
تعریف هایی که از اسم مصدر در منابع مختلف آمده کمی گوناگون است که به برخی از آنها می پردازیم:
قول اول:
در کتاب شرح کافیه در معنای اسم مصدر آمده:
اسم مصدر بر دو چیز دلالت می کند:
الف) کلمه ای که بر معنای حدث دلالت می کند و در ابتدای آن میم زائدی وجود دارد مانند مقتل.
ب) به اسم ذاتی  که برای معنای مصدری یا معنای حدثی استعمال می شود. مانند عطاء که در اصل به آن چه بر کسی می بخشند گفته می شود ولی الآن در معنای مصدری به کار می رود.
2- قول دوم
اسم مصدر اسمی است که بدون دلالت بر زمانی دلالت بر حدث می کند که دارای سه نوع می باشد:
نوع اول) علم جنس  مثل سُبحان برای تسبیح
نوع دوم) کلمه ای که با میم زائد شروع شده البته غیر از وزن مفاعله مانند مَضرَب
نوع سوم) کلمه ای که حروفش از حروف فعلش کمتر است مثل غُسل برای فعل اغتَسل و وضوء برای فعل تَوَضَّأَ
قول سوم) اسم مصدر دارای سه قسم است:
مورد اول و دوم همان دو موردی است که در قسمت قبل آمد.
3)اسمی که در اصل برای معنای غیر حدثی است اما برای معنای حدثی استعمال شده است. مثل: الکلام، که در اصل به معنا ی صداهای مفید و معنا دار بوده است و سپس برای معنای سخن گفتن (التکلیم) بکار رفته است. و همچنین مثل کلمه ی الثواب، که در اصل اسم برای آن چه بوسیله ی آن تلاش کنندگان باز می گردند.(پاداش) بکار می رفته و اما برای معنای بازگرداندن استعمال شده است.
نزدیک به این دو قول را در شرح الاشمونی هم داریم.
قول چهارم) منظور از اسم مصدر، اسم جنسی است که برای مفید بودن معنای حدث، از جایگاه خودش نقل شده باشد. مانند الکلام و الثواب.
قول پنجم) اسم مصدر اسمی است برای معنایِ صادر شده از انسان. مثلا سبحان اسمی است که دلالت کننده بر تسبیحی است که از تسبیح کننده صادر می شود.(بر فعل تسبیح نه بر لفظ ت س ب ی ح)
البته این تعبیر دیگری از آنچه ابن هشام در الشذور گفته، می باشد.

فصل دوم: جمع بندی معانی اسم مصدر.
با توجه به آنچه از این قول ها بیان شد اسم مصدر دارای چهار معنا می باشد.
1.مصدر میمی.
2.اسم غیر مصدر.(یعنی اسمی که بر حدث دلالت نمی کند.) اما در معنای مصدر یا حدث استعمال شده است.
3.اسم مصدر برای فعلی که تعدادی از حروف مصدرِ همین فعل را ندارد.
4.علم جنس
- نقد و بررسی معانی-
معنای اول: اسم مصدر بودن مصدر میمی: ابن هشام اسم مصدری به عنوان مصدر میمی را در الشذور رد می کند. و می گوید که چنین کلمه ای در اصل مصدر می باشد. و مصدر میمی نام دارد نه اسم مصدر و مجازا اسم مصدر نامیده شده است.
الازهری نیز چنین نظری را در التصریح دارد. و ظاهرا این نظر مورد قبول است.
معانی دیگر: ظاهرا سه معنای باقی مانده به یک معنا بر می گردد که این مطلب با دو دلیل روشن می شود.
1.برخی در معانی اسم مصدر، معنای دوم را گفته اند ولی سومی را نگفته اند و برخی معنای سوم را گفته اند اما معنای دوم را نگفته اند.
2. مثال های این سه معنا نزدیک به هم وبلکه مثل هم می باشد. و گویا معنای هر سه آنها یکی می باشد. که از جهت های مختلفی می توان به آن نگاه کرد.


فصل سوم: روشن گری
تقریبا آنچه تا الآن خواندیم دست رنج آقای سید محمد رضا طباطبایی(زید عزه) در کتاب صرف ساده بود. اما در کتاب سلسبیل نظری دیگر هم مطرح می باشد.
مولف این کتاب معتقد است برای معنای اصطلاحی اسم مصدر در لغت و فقه و اصول یک معنا وجود دارد و در نحو معنای دیگری. و زیاد اتفاق می افتد که برخی بدون آگاهی، بین اصطلاح یک علم و استعمال آن در علم دیگر دچار اشتباه بشوند.
در این کتاب می خوانیم:
الف.اسم مصدر در لغت و فقه و اصول اسمی است که غالبا بر معنای حاصل از مصدر دلالت می کند.
ب.اسم مصدر در نحو یعنی اسمی که دارای دو قسم و بلکه سه قسم می باشد:
1.اسمی که بر حدث دلالت می کند و ابتدای آن میم زائد وجود دارد.(مصدر میمی)
2.اسم مصدری که از اسم های حدث علم می باشد. مثل: سبحان(علم جنس)
3.اسمی که برای معنای غیر مصدری وضع شده است و سپس برای معنای مصدری استعمال شده باشد مثل عطاء.
از این موارد دو مطلب نتیجه گرفته می شود:
الف. در نحو اسم مصدر به سه قسم تقسیم می شود، که همگی به معنای مصدر هستند. و تفاوتشان مربوط به لفظ می باشد.(به جز علم جنس که علاوه بر معنای مصدری، در دلالت آن یک مشخص بودنی وجود دارد.)
ب. تعریف اسم مصدر، به کلمه ای که دلالت کننده بر نتیجه یِ معنای مصدر است، تعریفی است که در بین مبتدئین مشهور است اما این تعبیر مخلوط کردن دو اصطلاح در لغت ونحو می باشد.


فصل چهارم: نتیجه
آنچه که به نظر حقیر رسید این بود که کاملا واضح نشد که نتیجه و تعریف جامع آمده در صرف ساده از کجا گرفته شده است.
برخی قول ها معنای اسم مصدر را اسمی که دلالت بر حدث می کند، و برخی اسمی که دلالت بر نتیجه ی مصدر می کند گرفته اند اما چرا باید قول دوم را قبول کنیم؟
شاید اگر به لغت توجه شود که اسم های مصدر چه معنایی می دهند و خود مصدر و فعل چه معنایی، قول دوم پذیرفته باشد. اما گفته شد که اصطلاح اسم مصدر در لغت با اصطلاح آن در نحو فرق می کند و اگر بخواهیم با کمک از لغت معنای صحیح آن را در نحو پیدا کنیم همان خلط بوجود آمده ای است که در سلسبیل به آن اشاره شد. پس به نظر آنچه در سلسبیل آمده درست است و اسم مصدر در نحو اسمی است که به معنای مصدر دلالت می کند.(البته در علم جنس همراه با نوعی مشخص بودن است.)


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.