چاپ        ارسال به دوست

درس اخلاق مدرسه علمیه حقانی

آیت الله تحریری

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

      بحثی را که دقایقی در خدمت دوستان خواهیم بود به مناسبت طرح قرآنی که مطرح شده است که عده ای از عزیزان آن را ببینند در محور قرآن کریم است که البته این بحث منحصر به کسانی که دراین طرح شرکت می کنند نیست کارما به طور خاص در حوزه علمیه امام صادق علیه السلام سر و کار داشتن  با قرآن شریف است اولا و با معارف سنت ثانیا که در طول قرآن کریم است.

باید دید که سر و کار داشتن با قرآن چه التزاماتی دارد. قرآن چیست و برای کیست ؟ و برای چیست؟

اینها به هر حال سوالات کلی است که ما در مرحله اول با مباحث علمی و کند و کاوهای قرآنی با هر یک از معارفی که قرآن مطرح می کند با روش خودش معارف بیکرانی را فرا بگیریم این کار اولیه و رو بنایی وظاهر ماست .کار ثانوی که در طول کار اول است وبه هر حال حقیقت کار اول را که کار علمی است عهده دار است رسیدن به معارف قرآن و پیاده کردن این معارف که البته کار سوم هم دارد که قله ی هدف را دنبال میکند این کسانی که می خواهند به قله برسند رسیدن به حقائق قرآنی است.

خب روایت در باب فضائل قرآن بسیار هست چند روایت عرض می کنم:

این دعای ختم قرآن که در صحیفه سجادیه آمده خیلی معانی سنگینی دارد که برای اهداف قرآن آمده است که وقتی وارد حوزه می شویم بدانیم سر چه سفره ای نشسته ایم و بدانیم از این چه استفاده ای میکنیم که اول امر مبهم است ولی به طور کلی این را می توانیم درک کنیم که قرآن به هر حال جلو ه ی دین است قرآن به تعبیری بیانگر آن ابعاد وجود انسان است.هماهنگی خاصی بین قرآن کریم و با وجود انسان هست همانطور که هماهنگی خوبی بین دین و فطرت انسانی هست، لذا در سوره مبارکه اسراءاین را بیان می کند ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم . دو شاخصه را بیان می کند که شاخصه اول اصل است . شاخصه ی دوم برای تحریک ماست که برویم سراغ قرآن و به للتی هی اقوم برسیم. این قران هدایت می کند به جایی که با قوام و باثبات است چه کسی را هدایت می کند انسان را. انسان سیر وجودی اش کجاست؟ قرآن بیان میکند از کجا شروع کند قران بیان می کند به کجا ختم می شود این راهم قرآن بیان میکند از ایمان به خدای متعال.

که این بشارت برای به هر حال تحریک ماست. که این بشارتها رابه آن توجه کنیم و در راستای آن حرکت کنیم.                 

به هر حال بیان می کند که انسان در احسن تقویم آفریده شده است و این قرآن ما را هدایت می کند به بهترین قوام. دقت داشته باشید. چندروایت با ارتباط با قرآن کریم :

قرآن چند مرتبه دارد: یکی تلاوت است.لذا ما هم به این معنا سفارش شده ایم که آثاری دارد. تلاوت کلام الهی.

رسول خدا می فرماید: کسی که می خواهد خدا با او سخن بگوید قرآن بخواند.

و اینکه این دلها زنگار میگیرد همانطور که آهن در محل رطوبت متاثر میشود.ما هم در تاثر به عالم طبیعت رنگ می گیریم و متاثر می شویم.لذا فرمودند که جلای دل به چیست ؟ فرمود تلاوت قرآن .

انسان تلاوت کند قرآن را.وقرآئت قرآن که آثاری دارد.

علیک به تلاوت القران

قران قران کفاره گناهان انسان است. وامان ماندن ازآتش هست. همه ی  مراحل قرآن آداب مناسب دارد.

حج و نماز هم این طور است.به ما دستوراتی دادند که بدون وضو قرآن تلاوت نکند مسواک زده باشد . مرحله بعد تعلیم قرآن است .فراگیری قرآن است.

در یک فرصتهایی انسان یاد میگیرد وخیلی پرداختن به ظاهر قرائت را یادبگیرد و این طرف واون طرف بکند قران را این خیلی فضیلتی ندارد بله فرمودند که به صوت حسن بخوانید با حزن بخوانید چون که به حزن نازل شده است .می خواهد انسان راتحریک بکند ودردناک بکند .و این قرآن دوای دردهاست .

مرحله دوم و یعلمهم الکتاب والحکمه .

کتب زیادی نوشته شده است کار اولیه ما در آمدن در حوزه همین است تعلیم  و تعلم است.اگر بخواهیم به علوم قرآنی برسیم یک شرط اساسی و زیر بنایی دارد وآن خضوع نسبت به معارف قرآن است خضوع به این معنا که آنچه را که قرآن بیان می کنداین حق است واقعیت است .یک مشغولیت ذهنی پیدا میکنی ؟ نه

این یک خلقت الهی است که در الفاظ و مفاهیم منعکس میکند به ما.

کتب تکوین با کتاب تدوین منطبق است .قرآن این صورتی که در دست ماست در آیات وسور این کتاب تدوین است این عالم با این سعه ی وجودی اش که ما درک نمی کنیم .

آسمان دنیا را به زینت دنیا تزیین کردیم . این تازه عالم دنیاست با این پیچیدگی هاست و هفت آسمان چگونه است و غیر از این و همین طور....

اینها چیست ؟ عوالم وجودیه است که تحقق پیدا کرده است .این کتاب مبین چیست؟

در سوره مبارکه زخرف آیات اول لعلکم تعقلون که شاید شما تعقل کنید. کار اولیه تدبر و تعقل است .قدمی به مراحل بعدی قرآن است.اول سوره مبارکه هود هم همین است. قرآن این چنین است. آیات محکم است.ما نازل کردیم و فرو فرستادیم این مرحله دوم استکه این مرحله تعلیم است و این علوم اگر بخواهد کارساز باشد این یزکیهم باید باشد . قرآن بر قلب مبارک حضرت نازل شد.با این قلب باید ما مرتبط باشیم و قلبمون را بسپاریم به این حقیقت .خضوع بکنیم در برابر این شخصیت خضوع بکنیم در برابر این کسانی که این شخصیت در برابر اونها خضوع بکنیم اهل بیت «ع».

اساس تزکیه خضوع است . ممکن است انسان 60 سال در حوزه باشد و اصطلاحاتی یاد بگیرد و بهره ای نبرد اینجا باید این مشکل را حل بکنیم اینهایی که از حوزه رفتن و آین آسیبها را دارند میزنند افکار سکولاریزم دارد عمامه به سر دارند در مناسب عالیه قرار گرفته اند و این قرآن را درجانشان جای ندارد .به ظاهر بخوانیم قرآن را و در اجتماع وسیاست نه ، از جایی دیگر خط بگیریم.جهانی سازی بکنیم اقتصادمان را جهانی سازی بکنیم تعامل می کنیم دیگر. اون برادرش میگفت گفتگوی تمدنها ، این راباید دید ریشه اش چیست هم بفهمیم وهم بفهمانیم به دیگران ، اینها اعتقاد دینی ندارند و اینها در حرکاتشان دیده نمی شود لذا این ترکمنچای ننگین را امضاء کردند و در آموزش و پرورش به کار بردن. یکی از آقایان می گفت در نمایشگاه کتاب برای اطفال کتابی بود بایک ترفندی اعمال جنسی را به اطفال القاء کرده بودند در نمایشگاه کتاب، اینها در اثر به هر حال ما اینجا شکل نگرفته ایم باید اینجا شکل گرفت. توی مدرک واینها وارد نشویم مدرک گرفته شود ولی خیلی از این مدرکها راباید در کوزه گذاشت و آبش را خورد. هرچه هست درا ین دریای بیکران قرآن وسنت است. در مباحثی را که وارد شدیم حالی مان می شد به هر حال شاخص ما علامه طباطبایی است که باتمام وجود سر سفره قرار گرفت وقتی به نجف مشرف می شود می گوید من برای چیزی دیگر آمده ام که دستش را میگیرند. با کمبودهای مالی فنون را یادگرفتند اما به این قرآن چسباندند و قرآن هم دست هایش را بازکرد. خانم شهید قدوسی با او مصاحبه کردند می گفت از علامه طباطبائی پرسیدند چرا شما آخر نوشته هایتان نقطه نمی گذارید می گوید من همین که دست می گذارم به نوشتن معارف می ریزد لذا وقتی نقطه می گذارم قطع می شود. اینها خضوع دربرابر قرآن است. ما باید درست واقع بشویم.

مرحوم ابوی رضوان الله علیه وقتی می خواستم بیایم قم به بنده می گفتند که از حضرت معصومه استاد بخواه ،حجره بخواه ، آمدیم و حضرت هم لطف کردند محاسن نداشتیم وعمامه هم نداشتیم حجره الحمدلله جور شد .به گونه ای که پایگاه شده بود عده ای که حجره نداشتند میماندند و حجره دار میشدند. دوست هم حجره ای ما با آیت الله سعادت پرور ما را می خواستند متصل کنند به ایشان . از همان اول هم به برکت بزرگ با مرحوم آیت الله جعفری دوست ایشان المیزان را شروع کردیم و بعدش با آیت الله مصباح حفظ الله بحث های تفسیری فنی را و غرض بعدش توفیق خدا بود که تفسیر و بعد از جلسات دیگر به طور خاص وارد شدیم خیلی برکات دارد عجایب و غرائب .

درسها را خوب بخوانید که مقدمه ورود به قران هستش. برای این عرض کردم.اگر فیلسوف بشویم و اگر اصولی و ادیب بشویم ولی اگر با قران ارتباط نداشته باشیم به درد نمی خورد. در پایان این بحث این روایت شریفه را عرض کنم که در کتاب تنویح الخواطر ص 236 آمده

الذین آتینا هم الکتاب یتلونه حق تلاوته 

سوره بقره آیه 121 امام صادق علیه السلام حق تلاوت کتاب را بیان می کند که چگونه باشد و یوکلون آیاته به ترتیب بخوانید. در یک جایی ترتیل را بیان می کند که « ورتل القرآن ترتیلا»

با قرآن با به هر حال لغویات شعری بیان نکنید ، از عجایب قرآن توقف کنید و قلوب را با آن تحریک کنید و .. شما سریع نخوانید که بروید که تمام شود. با فهم بخوانید.اینها معانی قرآن را تفهم می کنند سعی کنید معانی را ببینید چه به ما می گوید و چه از ما می خواهد. و یعلمون باحکام.از ما احکام را می خواهد. امید به وعده های قران انسان باید پیدا بکند و خشیت داشته باشد.این تنظیم حالات است. قصص قران را نگوید مال قبل است سوره یوسف نگوید که مال اون زمان است نه ، تکرار می شود انسان تمایلات داردو در وقایع قرار می گیرد مثل حسادت « فرزندان حضرت یعقوب و این ها جنایت می کنند.» منتها عملی نشد. این حسادت به کلاه گذاشتن سر نفس می کشد.اینها درس است .و قضیه قارون با حضرت موسی وبلعم باعورا با حضرت موسی علیه السلام. خودشان را از خواص می دانستند /  حضرت علی «ع» به مالک اشتر می فرمودند که مراعات عموم مردم را بکن نه خواص را. خواص توقعاتی دارد. کسانی که فهم دینشان بیشتر است تکلیفشان هم بیشتر است.

حفظ قرآن هم خیلی خوب است.در خانه حضرت را بستند حدود قرآن را ضایع کردند و حق تلاوت این است که تدبر کند آیات را .ما آیات قرآن را فرستادیم برکت میدهیم ودر پایان دوگونه تدبر هست:

تدبر اولیه در قران کریم برای کسب معارف قرآن .این تدبر لازم است یعنی پشت سرهم رجوع به قرآن که این روش دقیق ائمه بوده و به ما این را علامه طباطبائی پیاده کردند را نشان می دهد.آیات را بسنجیم و آیات را با قبل و بعد بسنجیم و تفسیر ترتیبی و موضوعی.

نحوه ی دوم تدبر برای تذکر است که دلمان آگاه شود. و تدبر اول عقلانیت ما را سیراب میکند و دومی قلب را زیر و رو میکند و ما به هر دو نیاز داریم. لذا با یک عظمتی باید به این قرآن نگاه کنیم و از قرآن بخواهیم که خودش را به ما نشان بدهد.

ما باید سعی کنیم قرآنی بشویم و لذا درجات بهشت به درجات آیات قرآن است . لذا به قاری می گویند بخوان و برو بالا. این خواندن ظاهری نیست .

باید همت مان بالا باشد. و همواره با اهل بیت «ع» و امام زمان ما غفلت نکنیم و بدانیم که حضرات همین قرآن را پیاده می کنند.

باید با بصیرت خط را بشناسیم و در خدمت اهل بیت خضوع کنیم و در معارف دین و معارف فقهی باید دنبال کنیم که اول خودمان حفظ شویم و رنگ نگیریم و بتوانیم پیاده کنیم واین انقلاب امانتی است دست ما ، این نفس ملکوتی حضرت امام و خون شهدا ، همه را باید دید.خون شهدا از زحمات علماء و نفس ملکوتی امام با تمام وجود باورش شده بود حقانیت قرآن و علامه طباطبایی واین بزرگواران اینهارا بافهم دقیق و عمل و رساندن صحیح بتوانیم حراست بکنیم.

دعای امام زمان «اللهم کل ولیک...»

اللهم عجل لولیک الفرج

والسلام علیک ورحمه الله وبرکاته.


١٢:٠٨ - چهارشنبه ٣ خرداد ١٣٩٦    /    شماره : ٣٩١٦٧٤    /    تعداد نمایش : ٣١٥



خروج





مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.